مرگ ایوان ایلیچ / تالستوی
۱- در عمق جانش خبر داشت که دارد می میرد ، اما به این اندیشه خو نگرفته بود ، سهل است ، پی به ان نمی برد و از درک ان عاجز بود.
۲-همه رفتنی هستیم ، پس چرا یک ذره رحمت رادریغ کنیم؟
۳- به خودش گفت:" مرگ تمام شد ، دیگر خبری از او نیست " نفسی فرو برد ، در میانه آهی نفسش بر نیامد کشاله رفت و مرد.
+ نوشته شده در ساعت توسط روژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد