سفر به انتهای شب/ لوئی فردینان سلین / فرهاد غبرایی
1- خوابیدن مردم غم انگیز است، پیداست غمشان نیست که همه چیز همانطور که هست باشد یا نباشد، پیداست که از خودشان نمیپرسند چرا آنجا هستند. برایشان علیالسویه است، هر حالی که باشند، میخوابند، بیفکرند، مثل سیب زمینی بیرنگ، به هیچ فکر نمیکنند، چه آمریکایی باشند و چه نباشد. همیشه وجدانشان راحت است.
2-وقتی آدم شهامتش را ندارد که برای همیشه به چسنالههایش پایان بدهد، باید لااقل هر روز خودش را بهتر از قبل بشناسد.
3- حتی بدبختی هم فقط، نوع خوش آب و رنگش خریدار دارد، نوعی که ذهنیات از قبل حسابی آمادهاش کرده باشد.
+ نوشته شده در ساعت توسط روژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد