بی نام/ جاشوا فریس
1. غرق شدن در نوشتن به معنای شادی بود، اما لازمه اش این بود که نسبت به این شادی آگاهی نداشته باشد.
2. «باور» تو نه قانونی اخلاقی است نه اندیشه ای منسجم، نه حتی خیالی زیبا. جست و جویی است از سر استیصال برای رسیدن به آرامش و نسبتی هم با خوبی، حقیقت و زیبایی ندارد.
3. تو در برابر همان ترس های ازلی به خود لرزیدی که تا مغز استخوان نیاکان خرافاتی ات را لرزانده بود و آن ها را به این باور رسانده بود که به افسون زبان های مرده پناه ببرند.
+ نوشته شده در ساعت توسط فوژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد