درخت گلابی / گلی ترقی

...  می خواستم همه ی کارهایم را بکنم و سر فرصت به دنبال او بروم. می خواستم اول دنیا را عوض کنم. کتاب هایم را بنویسم. اسم و رسم به هم بزنم. برنده شوم و بعد با دست های پر به دنبالش بروم. خبر نداشتم که عشق منتظر آدم ها نمی ماند و خط بطلان روی آنها که حسابگر و ترسو و جاه طلب اند می کشد...

جایی دیگر / گلی ترقی

۱- کاش می شد از این بیماری لاعلاج " کسی بودن " شفا یافت . و برای زمانی کوتاه به چشم نیامد.و یا نیاز به این رویت نداشت . نیاز به انعکاس ،به انتشار ، به انتشار خود

۲-جوان یک موجود خری است که فقط حرف خودش را می زند.

۳-تظاهر به خوش بختی دردناک تر از تحمل بد بختی است.