1-  بد ترین جنبه تنهایی این است ، که مجبوری تحملش کنی – یا تحمل می کنی، یا غرق می شوی ، باید سخت تلاش کنی تا ذهن گرسنه ات را از نگاه به گذشته باز داری، تا نابود نشوی

2- ما به دنیا آمده ایم که زندگی کنیم ، ولی در عوض می میریم.

3- این که کسی قصد دلگرم کردن آدم را داشته باشد ، اصلا چیز کمی نیست ، خصوصا اگر آدمی باشد که به طور معجزه آسایی هنوز دوستت دارد.

4- پیری یه مبارزه است عزیزم ، با همه چیز ، یه نبرد بی امانه ، اونم درست وقتی که تو ضعیف ترین حالتت هستی .

- پیری نبرد نیست . قتل عام است.

5-  بیشترین شدت زندگی در مرگ است ... مرگ زیادی نا عادلانه است ... کسی که طعم زندگی را بچشد، مرگ به نظرش طبیعی نمی آید.

6- باید همون کاریو بکنی که باید بکنی .

7-     ... موقع بی هوشی هر احساسی داشت جز فنا شدن ، هنوز مشتاق بود از زندگی سرشار شود ، ولی با این وجود ، هرگز بیدار نشد . ایست قلبی ، دیگر، رها از بودن ، قدم به نیستی می گذاشت بدون اینکه حتی بداند به کجا می رود ، همان چیزی که از اول از آن می ترسید.