۱-رنج هر چیز که تا پایان ان برده نمی شد و به انجام نمی رسید ، باز می گشت و ا زنو می امد و همان اندوه ها را به همراه می اورد.

۲-اب که همواره پیوسته و روان است ، روان است و با زهم انجا ست ، همواره همان می ماند و با این همه هر لحظه نو می شود.

۳-چگونه باید گوش فرا داد؟ بی تندی و شکیب ، بی کشش و ارزو ، بی داوری و بی رای پیشین یا پسین

۴- چه ناله انان که دردی جاندار در دل دارند ، چه خنده خردمندان ، چه بانگ خشم و چه شیون مرگ ، همه در هم بافته وامیخته بوده اند و به هزاران راه در هم شده و همه اواز ها و همه اماجها وهمه شور ها و همه سوزها ، همه شادمانی ها ، همه خو بیها ،بدیها ، همه انیها روی هم جهان می شد.

۵-خرد رساندنی نیست، خردی که خرد مند می کوشد به دیگران برساند بی بها و بی ارج و دیوانه نما است.

۶- جهان بی کمال یا  در راهی دراز به سوی رفتن به کمال نیست ، جهان در هر دم کامل است.