تبعید یا حکو مت وجدان / آلبر کامو / مجموعه داستان

۱- هم فکری دو نفر با هم ، دشوار ترین کاراست.

۲-آنها هیچ چیز ندارند ولی اسیر کسی نیستند .

طاعون/ آلبر کامو

۱- نه پدر، من برای عشق مفهوم دیگری قائلم و تا ابد نظامی را که درآن بچه ها شکنجه می شوند طرد خواهم کرد.

۲-یگانه مساله محققی که امروز می شناسم، اینست که می توان مقدس بی خدا بود.

۳-گمان می کنم که قهرمانی و تقدس را زیاد نمی پسندم. آنچه برایم جالب است انسان بودن است.

سقوط / آلبر کامو

۱-من هر گز در فواصل خرد عیاشی هایم ، در غم مسایل بزرگ نبوده ام.

۲-شهدا باید که میان فراموش شدن و یا مورد تمسخر قرار گرفتن یکی را انتخاب کنند ،اما اینکه کسی اندیشه حقیقی انها رادرک کند هرگز.

۳- شیرجه ها ی نرفته ، گاهی کوفتگی های عجیبی به جای می گذارند.

۴-وقتی که شخص درحکم حرفه یا استعداد ذاتی در باره آدمی بسیار تامل کرده باشد هنگامی می رسد که برای انسانهای نخستین احساس دلتنگی کند.

۵-من از سرشت خودم لذت می برم و ما می دانیم که خوش بختی جز این نیست.

۶-در واقع از فرط انسان بودن آنهم با این درجه از سر شاری و سادگی خود را کمی مافوق بشر می دیدم.

۷-همدردی از احساسات صاحب منصبانه است. آن را به بهای ارزان پس از وقوع بلایا به دست می آورند.

۸-برای چه ما همیشه نسبت به مردگان منصف تر و بخشنده تریم؟ با آنها الزامی در کار نیست.

۹-علت اغلب تعهدات انسانی این است که باید حادثه ای روی دهد ، ولو بندگی عاری از عشق ، ولو جنگ یا مرگ باشد.

۱۰-اگر انسان اجبارا بردگی در خانه خود یا کارخانه ها برقرار کند خوب این مطابق رسم اجتماع است . اما اگر بخواهد به آن مباهات کند دیگر از حد و اندازه می گذرد.

۱۱-مردمی هستند که مذهب آنها بخشودن توهین است. و واقعا هم آن را می بخشند اما هرگز فراموش نمی کنند.

۱۲-هر گز اطمینانی در کار نیست و اگر نه راه نجاتی وجود می داشت.

۱۳-نمی گویم که از کیفر برکنار بمانیم زیرا کیفر بدون داوری تحمل پذیر است وانگهی نامی دارد که بی گناهی ما را تضمین می کند : بد بختی

۱۴-هر کدام می خواهیم به هر قیمتی که هست بی گناه باشیم.

۱۵-انسان نمی تواند بدون اعتراف به همه دروغ هایش بمیرد.

۱۶-آیا کسی را نکشته ام؟ البته هنوز نه ! ولی آیا نگذاشته ام که موجودات شایسته ای بمیرند.

۱۷-کافی نیست که انسان به خود تهمت بزند تا از گناه مبرا شود.

۱۸-عیاشی مشغولیت محبوب کسانی است که به خود عشق می ورزند.

۱۹- هر انسان ، گواهی است بر جنایت همه انسانها

۲۰-شما از روز داوری الهی سخن می گویید ، اجازه بدهید با کمال احترام به این حرف بخندم.

۲۱- جنایت تنها این نیست که دیگری را بکشی ، بلکه بیشتر دراین است که خود زنده بمانی

۲۲-سانسور همان چیزی را نهی می کند، که با صدای بلند فریاد می زند.

۲۳- در پاره ای از موارد ادامه دادن ، فقط ادامه دادن مافوق قدرت بشر است.

۲۴-گاه تشخیص باطن کسی که دروغ می گوید، از کسی که راست می گوید ، آسانتر است.

۲۵- مگر بزرگترین مانع رهایی ما این نیست که اول از همه خودمان خودمان را محکوم می کنیم؟

۲۶- هر گز برای هیچ کس، عذری نیست.

۲۷-پس باید نخست خود را محکوم کرد تا سپس بتوان دیگران را مورد داوری قرار داد.

۲۸-اعتراف به خطاهایم به من کمک می کند با سبکباری بیشتری از نو شروع کنم و دو برابر لذت ببرم.

بیگانه / آلبر کامو

۱- دروغ گفتن تنها آن نیست که چیزی راست بگوییم ، بلکه و به ویژه آن است که چیزی را راست تر از آنچه که هست بگوییم.

 ۲-همیشه، حتی روی نیمکت متهم هم جالب است که حرفی درباره ی خودت بشنوی

تبعید یا حکومت وجدان/ البر کامو

 

 

انها هیچ چیز ندارند ولی اسیر کسی نیستند ، اربابان سیه روزی هستند که آزاد در حکومتی جداگانه زندگی را می گذرانند.

 

 

پشت و رو / البر کامو

۱- من ولع آزاد ی دارم و هنگامی که دارایی از حد گذشت آزادی از بین می رود.

۲- انسان باید اصول خود را د رامور بزرگ به کار گیرد ، در امور کوچک بخشایندگی کافی است.

۳-عشق به زندگی بدون نا امیدی از زیستن وجود ندارد.

۴-در هنر یا همه چیز با هم می آید ، یا هیچ چیز نمی آید.

۵-جوانها نمی دانند که هر تجربه ای یک شکست است.

۶-با سکوت همه چیز گفته می شود.

۷-همه چیز ساده است ، انسان آن را پیچیده می کند.

۸-زمان را به هدر دادن گناه است.

۹-مهم انسان بودن است ، ساده بودن است . اما نه مهم حقیقی بودن است.

۱۰-انسانی نظاره می کند و انسان دیگری گور خود را می کند.

 

افسانه سیزیف/ البر کامو

۱- تنها یک مشکل به راستی جدی وجود دارد آنهم خود کشی است.

۲-آغاز اندیشیدن سر آغاز تحلیل رفتن است.

۳-خوره در درون آدمی است در همانجاست که باید به دنبال آن گشت.

۴- ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت کرده ایم.

۵- اگر دوست داشتن کافی بود همه چیز بسیار آسان می شد.