اگر شبی از شب‌های زمستان مُسافری/ایتالو کالونیو/لیلی گلستان/انشارات آگاه/

به اولین قفسه دیواری می‌رسی. و اینهم لشکر پیاده نظام کتابهایی که اگر عمرهای فروان دیگری می‌داشتی با کمال میل آن‌ها را می‌خواندی. اما متاسفانه ایامی که باقیمانده، همین است که هست. قشون را می‌شکافی و به سرعت از میان آن‌ها می‌گذری، قشون کتاب‌هایی که دلت می‌خواهد بخوانی، اما باید پیش از آن‌ها کتاب‌های دیگری را بخوانی، یا کتاب‌های گرانی که وقتی دست دوم شد آن را به نصف قیمت می‌خری، یا کتابهایی که بعد‌ها به شکل جیبی منتشر می‌شوند، یا کتاب‌هایی که می‌توانی از کسی قرض کنی، یا کتاب‌هایی که چون همه خوانده‌اند انگار تو هم خوانده‌ای: در حالی که با مهارت از هجوم آن‌ها احتراز می‌کنی، خودت را در برابر برج و بارویی می‌یابی و در مقابله با میل شدید قاپیدن کتاب‌هایی که تو سالیان سال به دنبالشان بودی و پیدایشان نکرده‌ای، کتاب‌هایی که دقیقا حاوی مطالبی است که در حال حاضر تو به آن علاقه‌مندی، کتاب‌هایی که دوست داری همیشه و در هر شرایطی دَم دست داشته باشی، کتاب‌هایی که دوست داری آن‌ها را کنار بگذاری و تابستان بخوانی، کتاب‌هایی که لازم داری در کنار کتابهای دیگرت در قفسه بگذاری، کتاب‌هایی که برایشان نوعی کنجکاوی حریصانه و توجیه نشدنی داری. خُب دست کم توانسته‌ای موجودیت نامحدود قدرتهای مخالف را به مجموعه قابل ملاحظه‌ای تبدیل کنی، هرچند، با این توصیف، مجموعه بزرگیست که هنوز قابل شمارش است و با رقمی محدود. ولی این آسودگی خیال مورد حمله چیزی واقع می‌شود که عبارت است از کتاب هایی که سالیان پیش خوانده‌ای و حالا وقت آن رسیده که دوباره خوانده شوند و کتاب‌هایی که همیشه بنظر آورده‌ای که آن‌ها را خوانده‌ای و امروز باید تصمیم بگیری که حتما آن‌ها را بخوانی. 

/

بارون درخت نشین/ ایتالو کالونیو/ ترجمه ی مهدی سحابی

۱-  گاهی وقت ها بین بچه های ناز نازی هم اشتباهی کسی به دنیا می آید که سرش به تنش می ارزد.

2-  کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه ای درونی می کند باید نا گفته بماند همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بی معنی جلوه می کند و پست و بی مقدار می شود.

3- حتی یک راه چند قدمی هم می تواند راه بدون بازگشت باشد.

4- هر تب و تابی از نیاز ژرف تری خبر میدهد که برآورده نشده است.

5- پیش از این فقط طبیعت بود که پدیده های زنده را به وجود می آورد اما الان عقل این کار را می کند.

6-      یکدیگر را شناختند، کوزیمو او را شناخت و به شناخت خود نیز رسید، زیرا به راستی پیش از او خود را نشناخته بود. ویولتا او را شناخت و به شناخت خود نیز رسید، زیرا با آنکه به خوبی می دانست خود چگونه کسی است، چگونه بودن خود را تا آن زمان به آن خوبی احساس نکرده بود.

7-  وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج.

8-  عشق فقط زمانی ممکن است که آدم فقط خودش باشد، با همه ی نیرویش.

9- دیوانگی چه خوب، چه بد نوعی نیروی طبیعی است. ولی ابلهی چیزی جز سستی و درماندگی نیست.

۱۰-تا دم مرگش سرسختانه به خویشتن وفادار ماند و تنها به این وسیله بود که توانست درسی به ما بیاموزد.

مورچه ارژانتینی /ایتالیو کالینو

 

 

1-بعضی از ادم ها به این خاطر که فلاکت و بدبختی را تحمل کرده اند نسبت به زندگی شدیدا پیش پا افتاده و بی تفاوتشان خود را مقصر می دانند.

2- وانمود کردن به زندگی در جهانی از اتفاقات و ماجراهای بزرگ راهی است که با ان خود را از ازار ها ی ترحم بر انگیز دور نگه می دارند.

 

 

ویکنت دو نیم شده/ ایتالیو کالینو

 

 

۱-هیچ چیزی لذت بخش تر از این نیست که ادم دشمن داشته باشد و بعد ببیند که انها واقعا همان طوری هستند که در نظر مجسم می کرده .

۲-منتظر ماندن از خصوصیات بشر است ، ادم درست کار با اعتماد منتظر می ماند و نادرست با ترس