اما زونر / خورخه لوئیس بورخس

حوادث جدی مشمول زمان نیستند یا به این علت که با زود گذار بودنشان با آینده بی ارتباطند و یا به خاطر اینکه قسمت های سازنده این حوادث متوالی به نظر نمی آیند.

کتابخانه بابل/ خورخه لوییس بورخس/ داستان کوتاه

 

 

۱- سالهای تنهایی به او اموخته بود که روزها می خواهند در حافظه عین هم باشند ولی در زندان یا در بیمارستان هم که باشد حتی یک روز هم نیست که چیز غافل کننده ای نداشته باشد.

۲-تحمل یک رویداد هولناک کمتر مشکل است تا تصور و انتظار بی پایان آن

۳-دشت در اخرین لحظات خورشید تقریبا انتزاعی بود مانند منظره ای در رویا

۴-نصیحت های خوبی بهشان کردم که هیچ وقت زیادی نیستند اما به درد نمی خورند از جمله بهشان گفتم انسان نباید خون انسان را بریزد.

۵- تو در هوشیاری بیدار نشدی بلکه در خواب قبلی بیدار شدی ، این خواب در درون یک خواب دیگر است و همین طور تا بینهایت ... پیش از انکه واقعا بیدار شوی خواهی مرد.

۶- در واقع داستان باور نکردنی بود ولی همه را تحت تاثیر قرار داد ، زیرا اساسا درست بود.

۷- هر سرنوشتی هر چقدر که می خواهد طولانی و پیچیده باشد ، در واقع تنها شامل یک لحظه است ، لحظه ای که در ان انسان برای ابد می داند که کیست.

۸- یک سر نوشت از سر نوشت دیگر با ارزش تر نیست ، ولی هر کسی باید به سر نوشتی احترام بگذارد که در درون خود دارد.