شب‌های روشن/ داستایوفسکی

 

1-  آیا تنها ماندن، تنهای تنها، بدون اینکه چیزی برای تاسف خوردن داشته باشی، دردناک نیست؟

2- وقتی با خود ناشادیم نسبت به ناشادی دیگران حساس‌تر هستیم. احساس در ما تخریب نمی‌شود بلکه تا حدی تمرکز می‌یابد.

3-  آه خدای مهربان، یک دقیقه سعادت حتی برای یک عمر چرا کافی نیست؟!

برادران کارامازوف/ فیودور داستایوفسکی/ ترجمه‌ی صالح حسینی

1- طبق قانون کلی، آدمها، حتی گناه‎کاران، بیش از حد تصور ما ساده و ساده دل‌اند. و خود ما هم چنینیم.

2- آدمی که به خود دروغ می‌گوید بسیار آسانتر از دیگران، مورد عنایت قرار می‌گیرد.

3-ترس، نتیجه‌ی هر گونه دروغ است.

4-عشق در عمل در قیاس با عشق در رویا چیزی خشن و سهمگین است. عشق در رویا آزمند عمل فوری است ، بدون معطلی و در پیش دیدگان همه. آدم‌ها حاضرند جانشان را به هم بدهند منتها به شرطی که آزمون دشوار و طولانی نباشد و زود تمام شود. همه‌گان هم آنچانان که گویی درتاتر، تماشا کنند و دست بزنند. اما عشق فعال، کار شاق و پایمردی می‌خواهد و شاید برای بعضی‌ها دانش کامل باشد.

5-عاشق شدن، به معنی دوست داشتن نیست. ممکن است عاشق زنی شده باشی و در عین حال از او نفرت هم داشته باشی.

6- آنچه حیرت آور است این نیست که خدا وجود داشته باشد. حیرت آور این است که چنان اندیشه‌ای یعنی اندیشه‌ی ضرورت وجود خدا، در ذهن چنان جانور وحشی و شریری چون انسان وارد شود. آنقدر مقدس است و احساس برانگیر و حکیمانه و اعتباری بزرگ برای انسان که نبود.

7- حماقت، مختصر و بی‌پیرایه است. هوشمندی وول می‌خورد و خود را پنهان می‌کند. هوشمندی بی‌سر و پاست اما حماقت، صادق و سر راست است.

8-به نظرم اگر شیطان وجود نداشته باشد و انسان او را آفریده باشد، او را به صورت و شباهت خودش آفریده است.

9- آیا سرتا سر دنیا آدمی هست که حق بخشودن داشته باشد و بتواند ببخشد؟

10- عبارات دردناک را می‎شود بخشید. باید بخشید. عبارات دردناک دل را تسلی می‌دهند... بدون آنها تحمل غم برای آدمیان زیاد می‌شود.

11- نه تنها بی سر و پا زندگی کردن محال است. بی سر و پا مردن هم محال است. نه... آقایان! انسان باید درست‌کار بمیرد.

12- تصمیم گرفتن در این باره که چه چیزی انسان را به گفتن وا می‌دارد بسیار دشوار است.

13- متاسفانه حقیقت، سرگرم کننده نیست.

14-در روزگار ما ایمان داشتن به خدا مرتجعانه است. اما من شیطانم. چه بسا که به من ایمان بیاورند!

15-با این شدتی که منکر وجودم می‌شوی متقاعد شده‌ام که به من ایمان داری.

16- عشق را نمی‌توان از چیزی آفرید. تنها خداست که می‌تواند از هیچ چیزی بیافریند.

 

خاطرات خانه ی اموات/ فئودور داستایوسکی

1- قدرت معتاد شدن به محیط خود، یکی از بزرگترین احسان هایی است که طبیعت به فرزندان خودش می کند.

2- طبیعت هر کس را می توان از خنده اش شناخت.

3- بهترین راه خرد و متلاشی کردن انسان به طور کامل این است که کاری کاملا پوچ و بی فایده به او واگذاریم.

4- چرا مجرمینی که جنایت های مشابهی مرتکب گشته اند به طور یکسان مجازات می شوند؟

شب های روشن/ فیودور داستایفسکی/ ترجمه سروش حبیبی

ر1-  تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است.

2- مادربزرگ همیشه حسرت گذشته را می خورد. در گذشته خودش جوان تر بود، آفتاب گرم تر بود، خامه به زودی امروز ترش نمی شد و همه چیز بهتر از حالا بود. همه اش آن وقت ها، آن وقت ها...

3- ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدید تر احساس می کنیم. احساس انسان نابود نمی شود، پرعیار تر می شود.

4- هر عیبی بر من بگیرید نمی توانید ساده دلی مرا تحسین نکنید.

5- یک دقیقه ی تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟


جنایت و مکافات / داستایوفسکی

1-  آنکسی زندگانی بهتری خواهد داشت که بتواند  بهتر از دیگران خود را بفریبد .

2-  اگر دیگران نفهم هستند و من یقین می دانم که نفهمند ، پس چرا خودم نمی خواهم عاقل تر شوم؟

3- مردم واقعی یعنی کسانی که توانایی و استعداد آن را دارند که در محیط خود حرف نویی بزنند.

خاطرات خانه اموات / داستایوفسکی

 

 

۱-هیچ چیز به مانند زندان به مردم صبر و شکیبایی نمی اموزد.

۲-انسان مخلوقی است که نمی تواند خود را به همه چیز عادت بدهد و من فکر می کنم این قدرت معتاد شدن به محیط یکی از بزرگترین احسانهایی است که طبیعت به فرزندانش می کند.

 

 

قمار باز/ داستایوفسکی

 

 

و د رجایی که ادم تک و تنها و دور از یار و یاو ر و د رسرزمین بیگانه مانده است و اگر اخرین ، اری اخرین گولدنش را به باز ی بگذارد دیگر پولی برای خورد و خوراک فردا نمی ماند ، چنین احساسی باور کن طرفه احساسی است.

شب های روشن/ داستایوفسکی

 

 

۱-به راستی هوس در هنگام مصیبت چه معنایی دارد؟

۲- هر کدام از خیالات برا ی کامل کردن خیال قبلی می ایند.

۳-گاهی اوقات سپاسگذاری ما از مردم فقط برای این است که انها هم دردنیای ما سیر می کنند .

۴-وقتی خود ما ناراحت هستیم بیشتر ناراحتی های دیگران را احساس می کنیم.

۵-چرا یک دقیقه خوشبختی کامل برای یک عمر کافی نیست؟