بی بی یون - حسین پناهی

۱- تنها گردنه سخت زندگی وقتیه که می رسی به دیگرون

۲- چطوره که آدمی دو کتاب می خونه ، اوسا می شه تو درد دلای ساده  ... بپرسی حالت چطوره ؟ صد تا گره کور می اندازه تو خو بم یا بدم...

۳- در اشکال ، خط مستقیم از هر شکلی به حقیقت نزدیک تر است ، چون بی انتها است .

۴- خوشبختی را با علم به همه ضعف هایمان در تشخیص ، در حریم خودمان جستجو کنیم ، خوشبختی ای که کلمه نیست !

۵- از شدت و قوت قحطی تو نقل و حکایات حتما شنیدی که می گن مردم سنگ می خوردن ... این قحطی محبت اینقدر طولانی شد و لاعلاج که حالا برج بلندی شده سر به ثریا به نام عشق که دست کوتاه ما بهش نمی رسه

۶- نه اهل خیر و خیراتم نه اهل درس و مشق که راه بیفتم بکن نکن راه بندازم و با هزار نقص که تو ذات خودمه بخوام به کسی راه نشون بدم ... اما هرچه می کنم تاوان چیزهای یه که به چشم دیدم ... و دیگر نمی بینم ...

۷- پیغمبر ها نتونستن آدمو آدم کنن ، من می تونم؟

۸- در گفتن هر کس که چیزی قابل شنیدن داشته باشد به جز تفسیر کتب مقدسه ، از پیامبران با کتاب و بی کتاب نخواهد بود . در تجربه اما چیزهایی هست که تکرار مراحلش به گمانم محال باشد . برای کل اکبر رفتن غایته... فقط رفتن...هرگز به رسیدن نباید فکر کنم.

هاجر/ مجموعه خروس ها و ساعت ها/ حسین پناهی

 

 

۱-     هشق و هاشقی ما دهاتیا از معمای ملخ پر گره تر!

 

2-     چهل مأمور پاسگاه بنشونی به پاییدن، چهل سال نمی فهمن کی زن و مرد دهاتی همدیگر و دوست دارن.

 

3-     از دولتی سر عادته که مصائب سنگینو تاب میاریم.

 

4-     اگه دیدین داره دیرتون می شه، کفشا و گیوه هاتونو فراموش کنین. پابرهنه بدوین، بهش می رسین...

 

5-     آسون ترین کار تو دنیا برای من سختی هاست.

 

 

خروس ها وساعت های شماطه دار/ مجموعه ی خروس ها وساعت ها/ حسین پناهی

 

 

1-     کلماتی هست که دل را به لرزه می اندازند: وطن.

 

2-     کلماتی هست که از دم مار تلخترند: سلام.

 

3-     کلماتی هست که بعد از شنیدنشان سیگار می چسبد: عدالت.

 

4-     افسوس که با هر تولدی، همه ی چیزاها دوباره متولد می شود؛ و خرس دوست داشتنی جهل وارد حمام اذهان می گردد.

 

 

بی بی یون/ حسین پناهی

 

 

1-     در اشکال، خط مستقیم از هر شکلی به حقیقت نزدیک تر است، چون بی انتهاست. به آخرش نخواهم رسید... مطمئنا!

 

2-     سی کی؟ مَی آدمو می شه با طلا معاوضه کرد؟

 

3-     اگه کسیو می خوای، با هرچه او می خواد، بخواش!

 

4-     خانم معلم: این تضاد، حل شدنی هست؟

کل اکبر: ها، به آسونی.

خانم معلم: چه جوری؟

کل اکبر: راه کج کردن و خمیازه کشیدن.

 

5-     چه طوره که آدمی دو کتاب می خونه، اوسّا می شه تو درد دلای ساده... بپرسی حالت چه طوره؟ صد تا گره کور می اندازه تو خوبم یا بدم...

 

6-     آدمی هرجای دنیا که چشم وا کنه چش و چالش مثل بقیه ست...

 

7-     همه عالم و ایلم می گن دو تا و دو تا می شه چارتا، اما من یه جور دیگه شو بلدم، دو تا و دو تای لهی  آدیمزاد می شه چارتا، دو تا و دوتای من می شه یکی، اما دو تا و دوتای دل نه حد داره و نه حساب.

 

8-     کی نمرده تا مثلش بزنم؟

 

 

9-     تا بیام و یاد بگیرم که نانو چه طور می نویسن از گشنگی مردم!

 

10- ما دانش آموزان مدرسه ی بی بی یون به جد امامزاده اش قسم می خوریم که همیشه مراقب پاهامون و سنگ ها باشیم. حتی اگر آن سنگ ها سنگ نباشند.

 

11- کدام برادر حاضره خودش کربن بخوره تا اکسیژن برادرش پیوسته به راه باشه؟