در یک روز سرد که حتی رو یا هم منجمد می شد

یک خواب وحشتناک دیدم

یک روز بعد از ظهر

کلاهش را سر کرد و رفت

و من پشت سر او چفت در را انداختم ...

...

...یک روز گرم که حتی رو یا هم ذوب می شد

من یک خواب عجیب دیدم

یک  روز بعد از ظهر

فقط یک کلاه برگشت