بار هستی/ میلان کوندرا
2- برای همه ی ما تصور ناپذیر است که یگانه عشقمان چیزی سبک و سست باشد، چیزی فاقد وزن باشد، می پنداریم عشق ما آن چیزی است که ناگزیر باید باشد، که بدون آن زندگی ما از دست رفته است.
3- فقط اتفاق است که آن را می توان به عنوان یک پیام تفسیر کرد. آنچه بر حسب ضرئرت روی می دهد، آنچه که انتظارش می رود و روزانه تکرار می شود چیزی ساکت و خاموش است. تنها اتفاق سخنگو است و همه می کوشند آن را تعبیر و تفسیر کنند.
4- مادر شدن به معنای همه چیز را فدا کردن است.
5- اگر مادر شدن عین فداکاری است، دختر بودن گناهی جبران ناپذیر است.
6- یک دختر جوان که به جای "ترقی" در زندگی باید در رستوران آبجو به افراد مست بدهد و روز تعطیلش را نیز با شستن لباس و زیر لباسی های کثیف برادران و خواهرانش بگذراند، نیروی بسیار زیادی برای زیستن در خود، ذخیر می کند. افرادی که به دانشگاه می روند و مقابل کتاب هایشان خمیازه می کشند، هرگز از چنین نیرویی برخوردار نیستند.
7- در دنیای بازگشت ابدی، هر کاری بار مسئولیت تحمل ناپذیری را همراه دارد.
8- اندیشه ی بازگشت ابدی دورنماییی را نشان می دهد که در آن هرچیز، آنطور که می شناسیم، به نظر نمی آید و همه چیز بدون کیفیت ناپایدارش ظاهر می شود. این کیفیت ناپایدار ما را از دادن هر حکمی باز می دارد. آیا می توانیم آنچه را که گذراست محکوم کنیم؟
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد