قطار به موقع رسید/ هانریش بل

 

 

۱- بعضی ا زکلمات که ظاهرا با بی خیالی بر زبان جاری میشوند ناگهان جنبه اسرار امیز سر نوشت ساز به خود می گیرند . سنگین می شود . به صورت عجیبی سنگین میشوند و از گوینده پیشی می گیرد و د رجایی د رلحظه نا معینی از اینده حجره ای اتاقی را می شکافد .و با دقت و قطعیتی هراس انگیز به خود گوینده اصابت میکند.

۲-برای مسخرگی نباید هیچ کاری کرد.

۳-هر مرگی جنایتی است. هر مرگی در جنگ جنایتی است که گنا هش به گردن همان یک نفر است.

۴-در همه جا فقط بی گناهان کشته می شوند.

 

 

نان سالهای جوانی / هانریش بل

 

 

۱-من همیشه از مردمی که حق داشتند و ابراز پیروزی می کردند و بعدا معلوم می شد که واقعا این طور بوده و حق داشتند متنفر بودم.

۲-... احساس غریب و بیگانگی نسبت به انسانهایی که خیال میکنند تمام اهدافشان را از دست داده اند ، اهدافی که هرگز نداشته اند، اهدافی که شخص تازه شروع به دوست داشتنشان می کند ،چون دیگر انها را از دست داده است.

 

 

عقاید یک دلقک /هانریش بل

 

 

۱- دلقکی که به مشروب رو بیاورد زود تر از یک شیروانی ساز مست سقوط می کند.

۲-وقتی با خودم فکر می‌کنم که از دو نسل پیش تا کنون، بخش قابل توجهی از سهام معادن زغال‌سنگ در انحصار خانواده‌ی ما بوده است، دل‌شوره و نگرانی آن‌ها را برای خاک مقدس آلمان درک می‌کنم.

۳-آن وقت بود که از ترس تا آن جا که توان داشتم، با سرعت پیش ماری می‌رفتم تا از واقعیت وجود خویش مطمئن شوم.

۴-می‌خواستند با این پلاکاردهای بیش از اندازه احمقانه‌شان باعث افسردگی بیش‌تر بیمارانی شوند که گاه از سر بی‌حوصلگی از ورای پنجره‌ها نگاهی به خیابان و اطراف می‌اندازند. تقریبا ساعت دو نیمه‌ی شب شده بود ... از سمت چپ خیابان سگی آواره ظاهر شد، ابتدا تیر چراغ برق و بعد هم پلاکارد حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی را بو کشید؛ بعد از آن که پای پلاکارد حزب دموکرات مسیحی ادرار کرد، به آهستگی راهش را ادامه داد