آذر/ مجموعه کتاب آذر/ علی خدایی
ما از یخچال شیشه ی آب را بر می داریم، می نوشیم. ظرف میوه را، شیشه های سس را، اما آذر آن ها را در یخچال می گذارد. ما همه چیز را کثیف می کنیم، او می شوید. آذر پیش از مادر بودن چه شکلی داشت؟ من چه شکلی داشتم؟ امروز وقتی لیوان چای بچه ها را می شستم، به مایع ظرف شویی او، اسکاچ او، حوله ی ظرف خشک کنی او دست می زدم... برای بچه ها مادرشان است، اما آذر من رفته است. آذر که در همه ی این ها که باقی گذاشته و من یکی یکی آن ها را پیدا می کنم.
+ نوشته شده در ساعت توسط فوژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد