دشمنان / چخوف/ مجموعه داستان کوتاه
۱- نفهمیدن چیزی دلیل انکار آن نیست.
۲- عمر یک انسان از هر اندوه شخصی گران بها تر است.
۳- آخرین بیان خوش حالی زیاد و غم زیاد سکوت است . عشاق در سکوت زبان یکدیگر را بهتر درک میکند و یک موعظه و سخنرانی با حرارت و گرم در کنار گور مرده ای فقط به غربیه ها تاثیر می کند.
۴- من مثل مرض انفلوانزا مسری هستم . از ناراحتی می نالم خود را مهم جا می زنم . دوستان و اشنایانم را از حدی که دارم وازده می کنم و اینک شاگرد جوانی انچه را که من گفته ام دو دستی می چسبد.
۵- به تجربه می دانست که وقتی اعصاب تحریک می شوند بهترین وسیله تسکین آنها کار کردن است.
+ نوشته شده در ساعت توسط روژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد