بارون درخت نشین/ ایتالو کالونیو/ ترجمه ی مهدی سحابی
۱- گاهی وقت ها بین بچه های ناز نازی هم اشتباهی کسی به دنیا می آید که سرش به تنش می ارزد.
2- کارهای برجسته ای که آدمی به پیروی از وسوسه ای درونی می کند باید نا گفته بماند همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بی معنی جلوه می کند و پست و بی مقدار می شود.
3- حتی یک راه چند قدمی هم می تواند راه بدون بازگشت باشد.
4- هر تب و تابی از نیاز ژرف تری خبر میدهد که برآورده نشده است.
5- پیش از این فقط طبیعت بود که پدیده های زنده را به وجود می آورد اما الان عقل این کار را می کند.
6- یکدیگر را شناختند، کوزیمو او را شناخت و به شناخت خود نیز رسید، زیرا به راستی پیش از او خود را نشناخته بود. ویولتا او را شناخت و به شناخت خود نیز رسید، زیرا با آنکه به خوبی می دانست خود چگونه کسی است، چگونه بودن خود را تا آن زمان به آن خوبی احساس نکرده بود.
7- وقتی کسی را دوست داریم تنها یک چیز را می خواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج.
8- عشق فقط زمانی ممکن است که آدم فقط خودش باشد، با همه ی نیرویش.
9- دیوانگی چه خوب، چه بد نوعی نیروی طبیعی است. ولی ابلهی چیزی جز سستی و درماندگی نیست.
۱۰-تا دم مرگش سرسختانه به خویشتن وفادار ماند و تنها به این وسیله بود که توانست درسی به ما بیاموزد.
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد