ر1-  تنها ماندن سخت محزون خواهد بود، محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوسش را بخوری، هیچ، هیچ، هیچ، زیرا آنچه بر باد رفته چیزی نبوده است.

2- مادربزرگ همیشه حسرت گذشته را می خورد. در گذشته خودش جوان تر بود، آفتاب گرم تر بود، خامه به زودی امروز ترش نمی شد و همه چیز بهتر از حالا بود. همه اش آن وقت ها، آن وقت ها...

3- ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدید تر احساس می کنیم. احساس انسان نابود نمی شود، پرعیار تر می شود.

4- هر عیبی بر من بگیرید نمی توانید ساده دلی مرا تحسین نکنید.

5- یک دقیقه ی تمام شادکامی! آیا این نعمت برای سراسر زندگی یک انسان کافی نیست؟