سهراب/ مجموعه کتاب آذر/ علی خدایی
۱- بند کفش ها را باز کرد. کفش ها و جوراب ها را در آورد. پاهایش را که روی پله گذاشت، صورتش جمع شد. پاهایش را روی زبری سنگ پله کشید. کیفش را برداشت. باز کرد. کتاب ها و دفترها را بیرون گذاشت و مداد را برداشت. دفتر را باز کرد. پایش را روی صفحه ی کاغذ گذاشت و با مداد دور پا را خط کشید.
۲- دست را بالا آورد و تخم را نگاه کرد. "هنوز به دنیا نیومدی." انگشت ها را دور تخم گرفت. "به دنیا نیایی حالا تو دست من."
+ نوشته شده در ساعت توسط فوژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد