۱- تا وقتی من را نکشته اند برایم اهمیتی ندارد چه کسی چه کسی را می کشد.

۲- جاده مثل امضای مردی در حال مرگ بر وصیت نامه ی آخرین دقایق زندگی اش متوقف شد.

۳- گفت: "خدا را شکر." کلمه ی خدا تقریبا در گلویش گم شد. مثل صدای نشستن کسی روی یک صندلی کهنه بود.