۱- بعد از آنکه مردیم چه اهمیتی دارد که یادگار موهوم ما درکله یک دسته میکروب که روی زمین می غلطد ، بماند یا نه و از کارهایمان دیگران کیف بکنند یا نه ؟

۲- تو از درد عشق کیف می کنی نه خود عشق و این درد عشق است که تورا هنر مند کرده است .

۳- به طور کلی بشر در باطن همیشه یک جور بوده ، یک جور احساسات داشته ، یک جور فکر کرده .

۴- آخرین فتح بش آزادی او از قید احتیاجات زندگی خواهد بود ، یعنی اضمحلال و نابود شدن نژاد او از روی زمین

۵- گمان می کنی میل به مرگ ضعیف تر از میل به زندگی است ؟ همیشه عشق و مرگ با هم توام است. همیشه بشر به اسم جنگ و مبارزه با زندگی کوشیده ولی در حقیقت خواستار مرگ بوده است.

۶- و احساسات بشر هیچوقت عوض نمی شود. اگر روزی بشر می توانست مدار زمین را هم بدور خورشید تغییر بدهد ، اگر خودش رابستاره سیریوس هم می رسانید همان آدمیزاد ضعیف و ترسو و احساساتی بود .