افسانه آفرینش / صادق هدایت
1-چه کلکی روی زمین سوار می کنیم ! آن وقت با هم می نشینیم ، تماشا می کنیم ، فرنی می خوریم و می خندیم.
2- مگر به او دستور داده بودیم یا از او خواهش کرده بودیم که مارا بیافریند؟
3-شما ها در بهشت هم راضی نبودید ، این جا هم راضی نیستید ، هیچ وقت راضی نخواهید بود.
4- لب هایت را بیار نزدیک ، مقصود آفرینش همین است.
+ نوشته شده در ساعت توسط روژان
|
ما زاده شدیم و کلمه زاده شد